“پيروزي بزرگ استقلال حاصل بازي منظم اين تيم در مقابل نمايش ضعيف آبيهاي اهوازي بود اما با توجه به اينكه اين اتفاق با كذشت يك روز از بركناري فتحالله زاده روي داد، برداشتهاي متفاوتي را بهمراه داشته است.”
چيزي كه خوانديد، قطعهاي بود از گزارش بلندبالاي همشهري ورزشي از آن پيروزي بزرگ. اما نكتهاي كه دنبالكنندگان اخبار باشگاه استقلال را به معناي واقعي گيج ميكند، اتفاقي بود كه درست يك روز پيش از بازي رخ داد. بله، علي فتحالله زاده بيمقدمه از سمت مدير عاملي بركنار شد.
و اكنون ما ميخواهيمبطور خلاصه، همۀ جوانب و هر آنچه ميتوان از اين سقوط و صعود آبيرنگ برداشت كرد را بررسي كنيم و واقعا ببينيم استقلال در كداميك از سهگانۀ مشكلزاي خود دست به تغيير زد تا توانست اينگونه، دگرگون باشد.
اگر حوصلۀ بررسي مفصل را نداريد، پيشنهاد ميكنم يكراست برويد سراغ جمعبندي.
1. اخراج مدير عامل و شوك رواني
براستي كه نميشود ناكاميهاي پيشين استقلال را گردن مدير عامل سابق انداخت. با اين منطق ساده كه خب بازيكنان و كادر فني همانست و طبيعتا با نبود مدير عامل – يعني ثبات – تيم به مشكل بر ميخورد، نه اينكه شش-هيچ ببرد! پس واقعا علي فتحالله زاده در شش-هيچ نبردن استقلال در بازيهاي پيشين اين تيم بيتقصير بوده.
اما از سوي ديگر، خبر اين اخراج را ميتوان به مانند يك شوك رواني دانست. چرا كه پس از بركناري حجازي در فصل پيشين هم استقلال واقعا دگرگون شد، درحاليكه همۀ اعضاي باشگاه همانها بودند و حتي مدير فني خود حجازي بود (تازه جالب اينجاست بعد كه فيروز كريمي آمد، تيم شد همان آش و همان كاسه).
پس در يك كلام، آنها “خواستن” را به معناي واقعي تجربه نكرده بودند.
2. تغييرات در تركيب اصلي و ورود دو بازيكن
همشهري ورزشي مينويسد: “يدالله اكبري موثرتر و دوندهتر از كاظمي ظاهر شد. برهاني و مجيدي هر كدام دو گل به ثمر رساندند و بازيكنان كناري استقلال هم نمايش خوبي داشتند.” پس ديديد كه ضعف يك بازيكن، ميتواند موجبات تضعيف نمايش ديگري (مثلا در اينجا مجيدي) را فراهم سازد.
3. ضعف همنام اهوازي
ادامۀ متن نقل قول شده، دقيقا اين است: “قلعهنويي البته در پيروزي بزرگ تيمش مديون نمايش ناامبدكنندۀ همنام سفيدپوش و بخصوص مدافعان اهوازي است. مدافعان استقلال اهواز در اين مسابقه سازندۀ گلهاي استقلال بودند و خط مياني ضعيف اين تيم نيز هيچ تواني براي نزديك شدن به دروازۀ ميزبان تهراني نداشت.”
در همين راستا ميتوانيم نگاهي هم به صحبتهاي اكبر ميثاقيان بيندازيم. سرمربي تيم اهوازي پس از بازي اظهار داشت: “متاسفانه بعد از دريافت گل اول، شيرازۀ تيم ما از هم پاشيد…* استقلال در ديدار با صباباتري هم فرصتهاي زيادي داشت كه نتوانست از آنها استفاده كند و از شانس ما در اين ديدار همۀ فرصتهايشان تبديل به گل شد.” توجه كنيد كه اين “از شانس ما”ي ميثاقيان، خيلي به مورد يكم و دگرگوني روحيۀ تيم (اصلا بحث مثبت و منفي نيست) ربط دارد.
از سويي اما نكتهاي كه ميتوان از مورد سوم استخراج كرد، دقيقا پاسخ يكي از بيپاسخترين سوالها در اين باره است: “چرا اينبار قلعهنويي توانست با سه دفاع ببرد؟” اين ديگر نكتهايست كه با رويارويي استقلال با تيمهاي بمراتب قدرتمندتر آشكار خواهد شد. به عبارتي ديگر، مشخص خواهد شد كه استقلال قوي بوده، يا استقلال اهواز ضعيف. (شايد هم هردو!)
جمعبندي
سقوط و صعودي كه بدان اشاره كرديم، بهانۀ خوبي شد تا بررسيهاي انجام شده در پست پيشين را، با مثالي كه در عالم واقعيت رخ داد بسنجيم. پس نتيجه ميگيريم كه:
3. تيم استقلال از چيزي شبيه به مشكل روحي رنج ميبرد. چراكه بمب آبي، يا بهتر بگويم بمب خبري آبي با پوشش موقت آن، ظرفيت آنها را تا 6 گل افزايش داد.
2. مشكل مهرۀ استقلال با آمدن يدالله اكبري و برهاني حل شد. (ولي بايد احتياط كرد تا دوباره پديدار نشود)
1. مشكل تاكتيك… خوب ميدانيم كه آنها نمايندۀ كشورمان در ليگ قهرمانان آسيا هستند.
و شمارهبندي معكوسي كه ميبينيد، درست مطابق با عناوين پست پيشين است.
پانوشت
* “ما بايد به استقلال ميباختيم اما نه با اين نتيجۀ سنگين.” (احساس كردم نوشتن اين جمله در متن بيهوده است و به همين خاطر تنها براي آنهايي كه ميخواهند بدانند چيست، در اينجا گذاشتم.)
پاينده باشيد؛ دوشنبه 1387/07/01
با تنها يك كليك، تازهترين نوشتارهاي من را هر كجا خواستيد، ببينيد!



