موضوع بحث امروز ما فضاهاي رايگان آپلود نيست. به نوآوريهاي اينتل در جهان پردازندهها ربطي ندارد و نميتوان آنرا با كيفيت يا گنجايش دوربينهاي ديجيتالي جديد، همپيوند دانست. موضوع امروز ما فراتر از رايانه است. موضوع ورزشي رايانهاي، فراتر از يك ورزش رايانهاي. هدفي ورزشي، فراتر از يك هدف ورزشي. كه در پايان، مشخص خواهد شد چرا اين هدف ورزشي، فراتر از “همان” هدف ورزشي نيست.

اين عكس، يك تفاوت با عكس اصلي روي جلد بازي دارد...
فيفا؛ فدراسيون سازمانهاي جهاني فوتبال. فيفا؛ فدراسيون جهاني فوتبال. و در نهايت، خود فوتبال. آنقدر تلفظش آسان است كه شايد اگر “كنامي”، زودتر به فكر ميافتاد، سراغ نامهايي چون “فوتبال سنجش پيشرفته” ويا “بردن يازده” نميرفت.
چشمپوشي از هرآنچه رخ داده، امسال نيز جشن تولدي ديگر در راه است. جشني كه پاييز امسال، پانزده سالگي اين “نام” را با گذاشتن كاملترين شمع – شمع شانزهم – پايكوبي خواهد نمود. اين پايكوبي، يادآور تاريخچهاي نگريستنيست؛ شمعهاي “كاملتر” يكي پس از ديگري روي كيك آمدند تا در نهايت، شمع شانزدهم – شمع 2009 – با عنوان كليشهاي “كاملترين”، با سطح بلوريني كه تصويري جز “فوتبال امروز” در آن پيدا نيست، پاي به عرصۀ… بودن روي كيك بگذارد. كيكي گرد، متشكل از خامههاي سبز، كرِم و از همه بيشتر، آبي. كيكي گرد، با چشمهايي منتظر. چشمهايي منتظر، كه خوشحالي ورود شمع جديد، آنها را هرگز خفته نديده. كيكي گرد، به نام زمين.
اما موضوع نهفته در پس اين پرده – ورود هرسالۀ شمعهاي بلورين و كاملتر – چيست؟ برگزاري هرسالۀ اين جشن براي نام “فيفا” و برادر ژاپنياش*، آيا بدون انگيزۀ اين شئ نهفته، آيا شدنيست؟ بازميگرديم به يك سال قبل، هنگاميكه شمع پانزدهم، در زير برچسب “2008″ خود لقب “كاملترين” را داشت (لقب آتي شمع شانزده). سوالي پيش ميآيد: آيا واقعا اخذ نشان “كاملترين”، شمع پانزدهم – و پس از آن شمع شانزدهم – را خوشحال ميكند؟ آيا ممكن است اين انتقال نشان، بعدها به كاري دشوارتر بدل شود؟
بس است. تمثيل، تشبيه، تفصيل، همۀ اينها تمام شدند. ميخواهم دو كلام منطقي دربارۀ موضوع اين جستار صحبت كنم. اهالي بازي رايانهاي، حرفها و مقايسههايي را كه دربارۀ ويرايشهاي گوناگون فيفا زده و انجام ميشود را – بخصوص از سال 2006 به اين سو – كم نشنيدهاند. هنوز هم خيليها هستند كه آيكن “فيفا 2006″ يا “فيفا 2005″ بر روي دسكتاپشان مشهود است. شمعهاي سيزده به قبل، ظاهرا هنوز هم در اين دنيا طرفداراني دارند.
چرا؟ چرا يورو 2000 و جام كره-ژاپن، زيباتر از يورو 2004 و جام آلمان بودند؟ شوربختانه، روند نزولي زيبايي فوتبال در قرن 21، در بازيهاي فيفا هم نمايان شده. اگر در فيفا 2006 شما حتي 4-2 هم ميبرديد، در 2008 زدن يك گل هم مصبيتهاي خاص خود را داراست. سطوح مبتدي و حتي حرفهاي بازي، چندان به واقعيت نزديك نيستند؛ اما در بالاترين سطح – World Class – همهچيز آشكار ميشود. اينجاست كه بايد از الگوي مربيان واقعي فوتبال تبعيت كرد. اينجاست كه بايد ديد در فوتبال دنيا چه ميگذرد. نقطۀ تاريك همينجاست؛ اينجاست كه بايد بازيمان درست مانند فينالهاي معروف سال 2004 به اين سو (ليسبون، برلي و وين) باشد. در اين فينالها چه گذشت؟ بازي زيبا؟ يا بازياي كه هر تيم فقط يك سهم از گلهاي به ظاهر نامحدود داشت؟
پر واضح است كه با گرايش تيمها به سوي سبك دفاهي، همۀ تاكتيكها ناخودآگاه سر به نيست ميشوند. شايد به اين خاطر فيفا 08 محبوب است، تنها براي آنان كه دنبال موضوع “تاكتيك” باشند**. شايد به اين خاطر فيفا 08 محبوب بود، تنها براي آنان كه دنبال موضوع “تاكتيك” بودند.
—
اينبار ما، جوري ديگر به يك ورزش رايانهاي نگريستيم. خوش يا بدبختانه، ورزش رايانهاي، فراتر از يك ورزش رايانهايست. 2 مميز 99 گيگابايت، حجميست كه ما براي بازي فيفا ميبينيم، اما نه حجم واقعي آن.
پانوشت:
* شركت ژاپني “كُنامي”، سازندۀ هرسالۀ بازيهاي رايانهاي فوتبال. بازيهايي كه آنها را PES ميناميم. اين برادر ژاپني خود برادري ديگر دارد كه ساكن آمريكاست. نام او، Winning Eleven يا همان “بردن يازده” است.
** به بالايي بسيار ربط دارد.
با تنها يك كليك، تازهترين نوشتارهاي من را هر كجا خواستيد، ببينيد!

