كوتاه دربارۀ جابجايي باشگاههاي تهراني به شهرستانها، اينبار با ديد ديگر…
تابستان بود. تقريبا همۀ باشگاههاي ليگ برتري سرگرم دادن بازيكنشان به يكي و گرفتن بازيكن تازه از ديگري بودند. برخي از ترس دلالها نصف شب (!) قرارداد ميبستند و بعضي ديگر هنوز منتظر بودند ببينند مربي مورد نظرشان بالاخره ميآيد يا نه. در همين هنگام بود كه قانوني جديد، چشمها را گرد و گوشها را تيز كرد. قانوني كه بموجب آن، هر شهر تنها ميتوانست 2 تيم در ليگ برتر داشته باشد. قانوني كه اگر علت اصلي تعويض امتياز سپاهان نوين و فولاد نبود، دستهكم توانست بخوبي بر آن چيره گردد.

سر و صدا آغاز شد. نام كارشناسان بسياري در كنار عنوان اين خبر در روزنامههاي گوناگون درج شد. فدراسيوني كه از اين رو، مورد انتقاد قرار گرفته بود، توانست بخوبي به اين قضيه جامۀ عمل پوشانده و “پيكان”، “صبا” و “راهآهن” را با “پاس” همگروه كند. بدين ترتيب پس از همدان، بترتيب مردمان قزوين، قم و ري نيز توانستند تيم شهر خود را در ليگ برتر تشويق نمايند. اينكه ساكنين فوتبال اين شهرها قادرند از دريچهاي كه نام محل زندگيشان بر سردر آن نگاشته شده، وارد تالار بزرگ فوتبال شوند را هم دليل دومي بدانيد براي تاكيد بر سودمندي اين قضيه.
در نقطۀ مقابل اما چيزي كه بعدها “دليل به خواندن ادامه دهید »